قسمت آخر سفرنامه دبی.....
روز چهارم : رفتن به ساحل زیبای ممزر و تماشای آبهای نیلگون خلیج فارس از زاویه ای دیگرو بعد ازآن تور سافاری که به نظر من یکی از تورهاییست که نباید آن را از دست داد.ابتدا یک لند کروز سفید رنگ ساعت 5/3 به دنبال ما در هتل آمد و بعد هم راهی صحرا شدیم .در یک ایستگاه همه ماشینهای سافاری نگه داشتند و باد لاستیکهایشان را کم کردند و بعد هم چشمتان روز بد نبیند با این ماشینها روی تپه های ماسه ای چه جنگولک بازی ای
در می آوردند و چقدر من جیغ زدم
و هی نانی می گفت "مامان ترس نداره چرا جیغ می زنی؟!"پس از همه این بالا و پایین پریدنها هم به کمپ صحرا رفتیم و در آنجا شتر سواری کردیم و با چای و قلیان از ما پذیرایی کردند و بعد از آن من نزد خانم عربی که در یکی از خیمه ها نشسته بود رفتم و بر بازوی خود نقش حنا انداختم که خیلی هم خوشگل شد.
بعد هم که بــــــله رقص عربی و چشمهای از کاسه در آمده مردان ایرانی!!!البته یک نوع رقص مصری جالبی هم اجرا شد و نام رقاصش کریم
بود که کلی چراغ به دامنش وصل کرده بود و هی چرخ می زد ، خیلی فان بود ! برای اینکه کمتر مورد لطف آقایان واقع شده بود و دچار کمبود محبت شده بود ما کلی تشویقش کردیم.بعد از اجرای رقص برنامه پذیرایی و شام بود که با نظم خاصی انجام شد و این هم مثل کروز شام سلف سرویس و مفصلی بود.دوباره در راه بازگشت راننده ها با ماشینهایشان جنگولک بازی
در آوردند.بعد از بازگشت به هتل خیلی خسته بودیم ولی من چون می خواستم خرید کنم به لامسی پلازا رفتیم تا من لباس مجلسی و جین بخرم اما علی آقا در یکی از حراجهای آنجا از کت و شلوار مارکی خوشش آمد و خریدش و دیگر پولی همراهمان نبود که من لباس بخرم ، پس به ناچار به هتل برگشتیم.
روز پنجم: بار و بندیلمان را بستیم و به همراه ترانسفرمان راهی فرودگاه دی ( ترمینال 1) شدیم و بعد از انجام یکسری تشریفات و تحویل بار راهی فری شاپ یا همان دیوتی فری فرودگاه شدیم و آنجا عطر و ادوکلن وشکلات و آرایشی خریدیم که هم کیفیت و هم قیمتشان عالی بود و خانم فروشنده به من یک کیف آرایش هم هدیه داد که من کلی ذوق کردم.
اما در آخر باید حرف دلم را بگویم :به کجا رسیده ایم؟بر روی تمام بروشورها و نقشه هایی که به ما می دادند به جای نام زیبای خلیج پارس نام ننگینی نوشته شده بود....حیف از آن همه پولی که توسط هموطنانمان در این کشور عربی خرج می شود... !
دوستتان دارم![]()
و من مسافرم اي بادهاي همواره!