سفرنامه یونان – قسمت دوم: جزایر سه گانه
درود بر دوستان گل![]()
روز سوم:از شب قبل تور کروز را از طریق پذیرش هتل رزرو کردیم،بازدید از سه جزیره (ایدرا ، پوروس و اجینا ) نفری 99 یورو با ناهار.
قرار بود اتوبوس تور در میدان نزدیک هتل ساعت 7:30 به دنبالمان بیاید و چون صبحانه هتل تازه این ساعت سرو می شد ما در مورد آن از کارمند پذیرش سوال کردیم و آنها صبحانه ما را به همراه نوشیدنی راس ساعت 6:30 در رستوران آماده کرده بودند.بعد از خوردن صبحانه راهی محل قرار شدیم ودیدیم یک عده توریست ( که همگی پیر بودند و سفید پوست!) در آن جا منتظر بودند و کلی هم با ما خوش و بش کردند و بالاخره به همراه هم سوار اتوبوس شدیم و راهی بندر پیروس برای سوار شدن به کشتی شدیم.
مسوولین تور با نظم بسیار مسافران را سازماندهی کردند و در بدو ورود هر مسافر به کشتی ، یک آقا و یک خانم با لباس سنتی یونان با مسافران عکس می انداختند و اتفاقاً عکس ما خیلی خوشگل شد.هزینه هر عکس 10 یورو بود.

این کشتی در سه طبقه بود که دو طبقه به صورت کابین و سر پوشیده و طبقه بالا رو باز (البته سایبان داشت ) دو رستوران و بار و فروشگاه جواهرات و لباس هم داشت، از هر ملیتی و با هر رنگ پوستی در این جا می دیدی و تازه پی بردم که ما ایرانی ها نژاد بسیار زیبایی هستیم..این جامعه کوچک اینترنشنال را خیلی دوست داشتم ( به یاد کانادا افتادم ) ولی چیزی که برایم جالب بود این بود که اکثر مسافران پیر بودند و تعداد جوانها بسیار کم! راهنمای تور در طول مسیر با زبانهای مختلف اطلاعات لازم و برنامه تور را از بلندگو اعلام می کرد و در طبقه اول در طول این مدت برنامه رقص و پایکوبی برگزار می شد . یکی از خدمه کشتی که لباس با مزه ای پوشیده بود با دیدن ما از ما سوال کرد :ایرانی ؟ و ما که تایید کردیم شروع کرد به خواندن آهنگ سوسن خانوم ...!خیلی با مزه بود.![]()
از دریای یونان بگویم که بسیار زیبا است و آبی آبی ، هرچه تماشایش کنی سیر نمی شوی و واقعاً دلت را می رباید..بیشتر طول سفر دریایی یکروزه مان را بر روی عرشه بودم و همین باعث شد که حسابی برنزه شوم.
اولین جزیره ای که رسیدیم جزیره ایدرا(هیدرا) بود،جزیره ای که بسیار زیبا بود و هیچ وسیله موتوری در آن کار نمی کرد و مردم جزیره از چهارپایان برای رفت و آمد استفاده می کردند ، روی هم رفته جزیره کوچک و با بافت مذهبی بود(من دو کلیسا و کلی کشیش در این جزیره دیدم ) ، هوا پر بود از عطر شکوفه ها و گلهای بهاری و بوی خوب دریا ، آسمان و دریا عجیب آبی بود و آرامش در فضا موج می زد.


در همان بدو ورود گربه های جزیره به استقبالمان آمدند و چقدر تنبل و لوس و تن پرور بودند و همش برای خودشان در گوشه ای لم می دادند..خانه ها و مهمانخانه های این جزیره بسیار زیبا بودند و رنگهای شاد و چشم نوازی داشتند .به نظر من ایدرا جان می دهد برای استراحت و ریلکس به دور از هیاهو. ما حدود یک ساعت در ایدرا توقف داشتیم ، در این فاصله ما فقط راه رفتیم و عکس گرفتیم و لذت بردیم ، بعضی شنا کردند ، بعضی سوار چهارپا دور جزیره را گشتند ، بعضی خرید کردند و برخی هم غذا و نوشیدنی خوردند.

سر ساعت به اسکله برای سوار شدن به کشتی برگشتیم و دیگر وقت نهار شده بود. غذا عبارت بود از چند تکه گوشت و سبزیجات کنارش و یک ظرف سالاد و دسر ( که همسفران ما فقط سبزیجاتش را خوردند..) نوشیدنی هم که باید پول می دادی..ما که در کروز دبی غذای مفصلش را خورده بودیم با دیدن نهار این جا حسابی خورد توی ذوقمان..اما خوشمزه بود و به نظر من واقعاً ارزش دیدن این جزایر بسیار بیشتر از این حرفهاست.بعد از نهار هم دوباره برنامه رقص بود البته از نوع یونانی با لباسهای سنتی که در جای خودش دیدنی بود.
پس از مدتی به جزیره دوم یعنی پوروس رسیدیم ، حدود 45 دقیقه در این جزیره ماندیم و فقط گشتی زدیم و عکس گرفتیم،چیزی که در این جزیره به چشم می خورد غذاهای دریایی متنوعش بود که مردم حسابی از خورن آن لذت می بردند. چون نهار خورده بودیم حسابی بی حال و خسته شده بودیم و به محض برگشت به کشتی من به طبقه پایین رفتم و چرتی زدم که حسابی سرحال شدم.

سومین جزیره که بسیار زیبا بود ، اجینا (اگینا) نام داشت ، به محض ورود به این جزیره به همراه همسفرانمان 4 دوچرخه کرایه کردیم که برای یک ساعت نفری 5 یورو بود و دور جزیره گشت زدیم . من از اجینا هم خیلی خوشم آمد ، ویلاهای بسیار زیبایی در این جزیره بود و ساحلش هم برای شنا حرف نداشت .سوغاتی این جزیره هم پسته بود که البته من فکر می کنم مال خودمان در دنیا بهترین باشد و تستش نکردم.پیر مرد فروشنده ای که دست و پا شکسته انگلیسی حرف می زد بعد از دانستن ملیتمان رفت توی فاز سیاست و کلی در مورد خاورمیانه و ...صحبت کرد ، با خودم گفتم ما هم عجب به خاطر رییس جمهور عزیز معروف شده ایم و بر سر زبانها افتاده ایم ، خدا را شکر!
بعد از گشت و گذار و خرید سوغاتی از اجینا سوار کشتی شدیم و فقط از آبی دریا استفاده کردیم. ساعت 7:30 بعد از ظهر به بندر پیروس آتن رسیدیم و اتوبوس در همان جا منتظمان بود و ما را به هتل رساند. برنامه ریزی های این تور بسیار درست و منظم بود و همه چیز سر ساعت انجام شد .
پس از رسیدن به هتل و بعد از کمی استراحت برای گشتی در شهر آتن که اتفاقا یکشنبه هم بود ، با ماشین خودمان بیرون زدیم .عجب این مردمان خوشند !خوش به حالشان...برای فردا که قرار بود به شهر نافپلیو برویم خیلی هیجان زده بودم. خود یونانی ها می گویند یکی از زیباترین شهرهای یونان است.
گمان نمی کنم آبی دریای یونان را هرگزفراموش کنم و تا پایان عمرم در صندوقچه ذهنم آن را نگه خواهم داشت . به جرأت می گویم این همه زیبایی را تاکنون یک جا ندیده بودم .من عاشق یونان و آبی هایش شده ام.
یونان جزایر زیادی دارد که این سه جزیره ای که من رفتم بسیار کوچکند در مقایسه با جزایر بزرگی چون میکونوس ، سنتورینی و بالاخره کرت.اگر دوباره به یونان بروم این بار به این جزایر با کروز خواهم رفت ...خدا قسمت آرزومندانش کند....
ادامه دارد..
دوستتان دارم![]()
و من مسافرم اي بادهاي همواره!