باعث شرمساری
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گاهی وقتها دور بودن از کس یا کسانی که دوستشان داری خود نعمت بزرگی است و آن این که تازه می فهمی چقدر به او نیاز داری و وابسته ای!این حکایت این پست من است:![]()
علی برای دو هفته به ماموریت رفته بود و مسلم است که وقتی او نباشد فشار مضاعفی بر من از جهت اداره خانه ، کارهای مربوط به نانی و بردن و آوردنش به کلاسهای مختلف ، خرید و...وارد می آید و بسیار حساس و زودرنج هم می شوم.![]()
هفته پیش مجبور بودم نانی را هم با خود به کرج ببرم چون چاره دیگری جز این نداشتم.پس ماشین را برداشتم و در اتوبان رهسپار شدم. همچنان خوشحال و خندان و البته با سرعت 110-120 در لاین سرعت گاز میدادم که یکدفعه احساس کردم هر چه پدال را فشار می دهم ماشین سرعتش در حال کم شدن است و می لرزد و راه نمی رود و از طرفی ماشین پشت سری هم از عقب مدام چراغ می دهد و بوق می زند که برو ولی من نمی دانستم چه باید بکنم!فقط فلاشرها را روشن کردم و سعی کردم خودم را کم کم به سمت راست جاده بکشانم .وای.....نمی دانید چقدر وحشتناک بود و من حسابی ترسیده بودم ؟! خلاصه خودم را با دنده 1 و 2 در اتوبان به کرج رساندم .بعد زنگ زدم به امداد خودرو و آنها هم یک تعمیرکار فرستادند و بالاخره مشکل حل شد . ( البته معلوم شد مشکل از بنزینهای کثیف خودمان بوده و این ماشینها هم که خیلی خیلی حساسند)
حالا بماند.... قسمت جالب داستان اینجاست :![]()
آقای مکانیک :ماشینتان تیپ چنده؟
من: نمیدونم.![]()
آقای مکانیک:کی روغنشو عوض کردین؟
من:نمی دونم.![]()
.
.
.
آقای مکانیک:ببخشید خانوم پس شما چی میدونید؟
من:من هیچی نمیدونم ،من فقط بلدم سوارش بشم!![]()
تو را به خدا نخندید ولی واقعا از فنی ماشین سر در نمی آورم ولی این قضیه درس عبرتی شد بیشتر در موردش یاد بگیرم.و آن لحظه یاد پست مستانه عزیز افتادم که ماشینش پنچر شده بود و الان دقیقاً همان حس او را دارم و به قول آقای همکارشان مستأصل شدم!!!!!!
خوب بگذریم کمی از کلاس زبان بگویم :
خودم احساس می کنم بسیار پیشرفت کرده ام ، مخصوصاً در اسپیکینگ و واقعاً از خودم راضی هستم .اما جالب اینجاست که در کلاسمان اکثر بچه ها قصد رفتن دارند و حداقل 4 نفر را می شناسم که برای کانادا اقدام کرده اند.البته یکی از آنها همین دو روز پیش گفت که متاسفانه وکیل محترمشان نمی دانم چه کوتاهی و ندانم کاری کرده و پرونده آنها ریجکت شده و دیگر هم نمی توانند برای فدرال اقدام کنند چون تخصصشان از لیست حذف شده است.بنده خدا بسیار افسرده شده و خودش هم می گوید تاکنون 5/2 میلیون به این وکیل محترم پول داده اند!
در همین جا من از همه دوستانی که می خواهند اقدام به مهاجرت کنند خواهش می کنم خودتان وقت بگذارید و بوکلتها و فرمها را مطالعه کنید و پر کنید و بفرستید .به خدا کار شاقی نیست .فقط کمی وقت می خواهد (البته نه به اندازه رفت و آمد به دفتر وکلا) و اینگونه هم خودتان کامل به پرونده و وضعییتتان تسط دارید و هم پول بی زبان را دو دستی تقدیم برخی وکیل نماها نکردید.
از همه شما دوستان گلم که به من سر می زنید و انرژی مثبت می دهید بسیار سپاسگزارم و برای همه تان آرزوی موفقیت دارم.![]()
![]()
![]()
![]()
دوستتان دارم
و من مسافرم اي بادهاي همواره!