همه ملیتی در این جا وجود داشت با هر رنگ پوستی و چقدر زیبا بود این تنوع رنگ و نژاد!ابتدا به دیدن آکروپولیس و آمفی تئاتر رفتیم ، بعد آن دیدار از معبد هفایسوس و بعد موزه آکروپولیس و منطقه انشنت آگورا و بعد آن به موزه قبرستان (اسمش را فراموش کرده ام )و در نهایت خسته و کوفته با مترو به میدان سینتاگما رفتیم و نهار را مکدونالد خوردیم.

                 

مجسمهای در موزه آکروپولیس       مجسمه ای درموزه قبرستان

  

معبد هفایسوس           ورودی موزه آکروپولیس

 

ایستگاه متروی آتن     یک گروه موسیقی که در نزدیکی  

                                      موزه اصلی می نواختند و

                                      مردم به آنها پول می دادند 

پس از کمی استراحت در هتل به خیابان پلاکا که یکی از معروفترین خیابانهای آتن است و پر از فروشگاههای مختلف البته قیمت بالا و رستورانها و بارهای بسیار زیباست که همه رستورانها هم اوت در هستند یعنی میز و صندلیها در زیر سقف آسمان چیده شده اند ، رفتیم و گشتی هم در خیابانهای اطراف زدیم .چقدر این مردم خوشگذران و شادمانند ، انگار هیچکس در خانه غذا نمی خورد و همه به رستوران آمده اند..بوی غذاهای یونانی آدم را دیوانه می کند.و چقدر کباب ترکی یا همان شاورما اینجا طرفدار دارد،تصمیم گرفتیم که کبابشان را تست کنیم اما گویا برای همسفرانمان غذای دریای موجود نیست (چون خیلی مسلمانند...! ) و به ناچار ما هم از خوردن این کبابهای خوشمزه محروم شدیم...

آخر شب به هتل بازگشتیم.